ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط حسین در یکشنبه بیست و دوم خرداد 1390 و ساعت
19:48 |
| ايران | ||||||
| سالروز درگذشت اسكندر مقدوني كه با 3 دختر ايراني ازدواج كرد | ||||||
بنا به نوشته اكثريت، اسكندر 11 ژوئن در سال 323 پيش از ميلاد در 32 سالگي (يك ماه مانده به 33 ساله شدن) در بابل درگذشت. وي كه از همدان و شوش به بابل رفته بود در اين شهر دچارعارضه تب شده بود كه ديگر وي را رها نساخت. مورخان براي مرگ زودرس اسكندر (در حقيقت اسكندر سوم) نيز سه «علت» ذكر كرده اند. گروهي از آنان مرگ او را نتيجه بيماري مالاريا كه در سفر هند به آن دچار شده بود قلمداد كرده، دسته اي ديگر نوشته اند كه كاساندر قائمقام او در مقدونيه نوعي زهر (كه باعث مرگ تدريجي مي شود) فرستاده بود تا آشپز اسكندر كه از دوستانش بود در غذاي او بريزد و اسكندر با خوردن اين غذا ظرف چند روز درگذشت و گروه ديگر مرگ او را نتيجه تب روده نوشته اند كه از همدان به آن مبتلا شده بود و پرهيز نمي كرد.
پس از فوت اسكندر، ژنرالهايش بر سر انتخاب «يک جانشين واحد» به توافق نرسيدند و متصرفات او را ميان خود قسمت كردند. در خاك اصلي ايران، نفوذ جانشينان اسكندر اندك بود، زيرا اسكندر هر شهري را كه در ايران فتح مي كرد، اداره امور آن را به يك ايراني و يا فرماندار قبلي همان شهر مي سپرد. وي با توجه به خصال و منش نيكوي ايرانيان، افسران خود را تشويق به ازدواج با دختران ايراني كرده بود. اسكندر كه ارسطو معلم سرخانه او بود و در 20 سالگي بر جاي پدر نشسته بود كه علاوه بر مقدونيه، بر يونانيان حكومت داشت، در صدد بسط فلسفه يونان به سراسر جهان برآمد و به نام آزادكردن يونانيان آناتولي (تركيه امروز) از سلطه ايران، با 30 هزار پياده و پنج هزار سوار به شرق لشكر كشيد و در سال 334 پيش از ميلاد قدم به آناتولي گذارد و ضمن سه جنگ بر ايران كه 15 برابر او نيرو داشت پيروز آمد. وي ضمن جنگهايش با ايران، مصر را گرفت و بندر اسكندريه را در آنجا ساخت. در شمال خاوري تا سمرقند و در آسياي جنوبي تا هند پيش رفت. سپس به بابل بازگشت تا خود را براي اكتشافات جغرافيايي در درياهاي دور آماده سازد كه درگذشت. تاخت و تاز اسکندر در شرق ده سال و چند ماه طول كشيد. از كارهاي بد او ويران ساختن بزرگترين و با شكوه ترين ساختمان عهد باستان و مظهر عظمت و پيشرفت ايرانيان، تخت جمشيد، بود. علت پيروزي اسکندر را بر شاه وقت ايران (داريوش سوم)، رواج فساد در دربار هخامنشي پس از قتل اردشير سوم و انتصاب مديران نالايق و استفاده از سرباز مزدور خارجي براي دفاع از ايران و ترسو و مردد بودن داريوش سوم- شاه وقت- نوشته اند. هگل (مورخ ـ فيلسوف آلماني) از اصحاب فلسفه تاريخ ضمن مقايسه دوره هاي تاريخي ايران ابراز عقيده كرده است كه هر دوره و دودمان پس از گسترش فساد دولتي، عاديشدن بي توجهي به قانون، ضابطه و رسوم، ضعف قضايي و ضعف شخصيت سران دولت و درگيري داخلي (دروني) آنان بر سر قدرت پايان يافته است.
|
||||||
| سيبويه ايراني كه براي زبان عربي، صرف و نحو (گرامر) نوشت | ||||||
| دائرة المعارف ادبيات و زبانها، ماه ژوئن سال 840 ميلادي (و دو قرن پس از شكست امپراتوري ايران باستان از عرب) را پايان تلاش سيبويه ايراني براي تنظيم صرف و نحو و دستور زبان عربي ذكر كرده است كه وي اين قواعد را در تاليف خود «الكتاب» به دست داده است. تا آن زمان، زبان عربي صرف و نحو مدون (گرامر =دستور زبان) نداشت و كار سيبويه ايراني خدمت بزرگي به همه اعراب بشمار مي آيد. سيبويه كه با اين اقدام، از تاريخ لقب «نحوي» گرفته است در ايالت فارس به دنيا آمده بود. وي كه از فارس به شهر ساوه رفته بود در 40 سالگي در اين شهر وفات يافت. طبق برخي نوشته ها 38 ساله بود كه فوت شد. | ||||||
| ازبك هاي شيباني و مهاجرت به «فرارود» | ||||||
| ازبك ها در ژوئن 1468 از قزاقها (كزاخها) جدا شدند و بلافاصله خودشان هم انشعاب |
| ايران | ||||
| روزي كه «همدان» پايتخت ايران شد | ||||
|
||||
| نبرد همدان و پيروزي خيره كننده ايرانيان استقلال طلب | ||||
|
12 ژوئن سال 813 ميلادي 30 هزار داوطلب ايراني كه از خراسان به حركت آمده
بودند تا مأمون حاكم خراسان را خليفه عباسيان كنند كه از جانب مادر،
ايراني بود در نبرد همدان بر سپاه انبوه عباسيان قاطعانه پيروز شدند. اين
داوطلبان كه توسط شبكه هاي زيرزميني ايراندوستان آماده شده بودند قبلا در
محل تهران امروز (شمال غربي شهر ري) سپاه خليفه را كه از لحاظ شمار سه
برابر آنان بود درهم شكسته و فراري داده بودند. انگيزه واقعي اين داوطلبان
كسب استقلال وطن بود. امين پس از اطلاع از شكست ري، دو سپاه 20 هزار نفري
ديگر را روانه همدان كرده بود تا نيروهاي شكست خورده اش را تقويت كنند. در دو نبرد ري و همدان دو ژنرال معروف عرب «علي بن عيسي بن ماهان» و عبدالرحمن كشته شدند. استقلال طلبان ايراني 25 سپتامبر سال 813 (سه ماه و دو هفته پس از پيروزي همدان)، بغداد را نيز تصرف و امين خليفه وقت (برادر مامون از مادر عرب) را كه در حال فرار از طريق دجله و با قايق بود دستگير كردند و سر او را براي مأمون به خراسان فرستادند و به اين ترتيب، مأمون (ابوجعفر المأمون) خليفه شد و خلافت او تا نهم آگست سال 833 ميلادي طول كشيد و در دوران خلافت او، ايرانيان بيش از گذشته وارد دستگاه حكومتي عباسيان شدند، مناطق كشور استقلال بيشتري به دست آوردند و اين فرصت فراهم آمد تا ايرانيان در گوشه و كنار بپاخيزند و استقلال وطن و حاكميت ملي را تامين كنند. |
||||
| نبرد نرماشير و فراري شدن محمد خان ياغي | ||||
| 12 ژوئن سال 1805 (دوران پادشاهي فتحعلي شاه) در نبرد نرماشير، نيروهاي دولتي به فرماندهي نوروزخان قاجار بر واحدهاي محمدخان حاكم ياغي بم پيروزشدند و او را به بلوچستان فراري دادند كه از آنجا به منطقه هلمند (افغانستان امروز) رفت و مخفي شد. محمدخان پسر اعظم خان پس از اين كه متوجه سرگرمي ارتش در قفقاز شد كه روسها داشتند وجب به وجب آن را تصرف مي كردند و پيش مي آمدند، با تكيه بر استحكامات ارگ بم دست به تمرد زده، بر دولت ياغي شده و از دادن ماليات خودداري كرده بود. با وجود اين، محمد خان پس از نزديك نيروي اعزامي دولت ترجيح داد كه جنگ در «نرماشير» صورت گيرد و ساختمان ارگ بم براثر شليك توپهاي دولت ويران نشود. در نبرد نرماشير، چون محمدخان فاقد توپخانه موثر بود شكست خورد و با اين كه دولت آماده دادن امان به او بود فرار كرد. | ||||
| ... و به این سان منطقه فرارود را از ایران جداکردند |
| ايران | ||
| روزي که سكه زرين «شعله جاويدان» پول ملي ايرانيان شد | ||
وي اين سكه را در سال 224 ميلادي در «پارس» به عنوان واحد پول رايج در محل ضرب كرده بود. بر يك روي اين سكه كه نمونه هاي آن در موزه ها موجود است نقش «شعله جاويدان» حك شده است كه در ظرفي روي ستوني قرار داده شده و زبانه مي كشد. با اين اقدام، اردشير توجه ويژه خود را به آيين زرتشت كه بر رعايت اخلاقيات و درستي و مهرباني كردن تاكيد داشته نشان داد و آن را با سياست (حكومت) درهم آميخت كه چهار قرن ادامه داشت. يكي شدن دين و دولت در ايران پس از ساسانيان، در دوران بوئيان، صفويان و زمان معاصر تجديد شده است. به نظر مورخان مطرح در سطح جهان، اين روش ايرانيان (يكي ساختن دين و دولت)، هربار عامل تقويت و احياء ناسيوناليسم ايراني، اقتدار و نيرومندي ايران و بكار افتادن استعداد و خلاقيت ايراني شده است. اردشير قبلا در همان سال (226 ميلادي) در محل هرمزگان (نزديك بهبهان امروز) و در جريان جنگ داخلي ايرانيان با وارد ساختن شكست نهايي بر اردوان پنجم آخرين شاه دودمان اشكاني ايران به عمر حكومت 475 ساله اشكانيان پايان داده بود. اردشير حكمران پارس (مركب از استان هاي جنوبي ايران آن زمان از جمله سپاهان و كرمان) و پاسبان آتش مقدس در اين منطقه، حكومت اردوان را به فساد داخلي و ابراز ضعف در برابر روميان متهم كرده بود و پرچم نجات وطن را بر دوش گرفته بود. اردشير پس از برانداختن اشكانيان، برخلاف تصور همگان پايتخت را از تيسفون (مدائن- نزديك بغداد) به استخر (شيراز) و يا شهر مورد علاقه اش كرمان منتقل نكرد. عباسيان هم كه تحت تأثير فرهنگ و ايده هاي سياسي ايرانيان بودند در سال 762 ميلادي بغداد را که يک دهکده و درختستان بود به صورت شهري بزرگ در آوردند و پايتخت خلافت اسلامي خود قرار دادند. واژه بغداد پارسي است (بغ – داد و بغ به معناي خدا است). شهر تيسفون پايتخت اشكانيان و ساسانيان در سال 637 ميلادي به تصرف عرب درآمد. تفكر و رفتار اردشير سبب ظهور ناسيوناليسم ايراني شد و ايران در پرتو همين ناسيوناليسم ويژه، در دوران حكومت شاپور يکم پسر اردشير با سه بار در هم كوبيدن امپراتوري روم، اسيركردن «والرين» امپراتور اين كشور و تحقير روميان و خراج گزار كردن آنان، بار ديگر تنها ابرقدرت جهان شد. اين ناسيوناليسم پس از ساسانيان نيز چندبار خود نمايي كرده و جلوه ها و محصولات خود را بر جاي گذارده است از جمله در زمان زياريان، بوئيان، فردوسي، و .... |
||
| قدرداني باستانشناسان معاصر از شاپور يكم که هنگام تصرف سلوکيه (شهر زوگما) دستور داده بود به آثار هنري شهر آسيب نرسد | ||
|
دهم ژوئن سال 256 ميلادي، ارتش ايران پس از شكست دادن ارتش روم،
شهر سلوكيه شمالي (واقع در تركيه امروز) كه روميان آن را «زوگما» مي
خواندند و در كنار فرات قرار داشت و پايگاه اصلي ارتش روم در شرق مديترانه
بود تسخير كرد. شاپور يكم پس از تسخير سلوكيه آناتولي (متفاوت از سلوكيه بين النهرين)، اجازه نداد كه سربازانش كوچكترين آسيب به آثار هنري اين شهر ثروتمند و يادگار دوران سلوكي ها برسانند و به همين دليل مجسمه ها، موزائيك كاري ها، تونل هاي سنگي و انبارهاي زير زمينيي اين شهر براي انسان امروز به همان صورت دست نخورده باقي مانده و باستان شناسان در برنامه «نوا» كه هفتم ژوئن 2005 از تلويزيون عمومي آمريكا (پي بي اس) پخش شد از اين كار شاپور يكم قدرداني كردند. شهر زوگما بعدا بر اثر زلزله ويران شد و در زير خاك مدفون گرديد و در كنار آن دهكده بلكيس (بلقيس) به وجود آمد كه پس از ساختن سد فرات، هر دو تقريبا به زير آب فرو رفته اند، اما باستانشناسان پيش از بالا آمدن آب، آثار هنري، مجسمه ها و موزائيك ها را از دل خاك بيرون آورده و به موزه ها منتقل كردند.
|
||
| تاسيس بزرگترين کتابخانه دنياي باستان و نخستين کتابخانه عموي ـ پژوهشي جهان در گندي شاپور (خوزستان) |